


نيازو تو خودم كشتم
كه هر گز تا نشه پشتم
زدم بر چهره ام سيلي
كه هر گز وا نشه مشتم
من آن خنجر بپهلويم
كه دردم را نمي گويم
به زير ضربه هاي غم
نيفتد خم به ابرويم
مرا اينگونه گر خواهي ....؟
دلت را آشيانم كن..........
من آن نشكستني هستم
وقتی چشمامو از دیدن نگات محروم کردی ... خط بریل رو آموختم !!!
وقتی که اجازه ی سخن گفتن از خوبی هاتو ازم گرفتی ... زبان لال هارو یاد گرفتم !!!
وقتی که گفتی اجازه ی شنیدن صداتو ندارم ... شنیدن کر هارو تجربه کردم !!!
وقتی پاهامو ازم گرفتی تا دیگه به دیدنت نیام ... عشقت رو برای خودم عصا کردم
وباز اومدم ! ...![]()
وقتی دستامو بستی تا دیگه واست گل نچینم ... گل رز رو با تموم خارهاش به لبم گرفتم
و باز اومدم ! ...![]()
حتی! حتی اگهاجازه ی حس کردن عطر تنت رو بهم ندی !!!
با قلبم حست می کنم .....![]()
دیگه نمی تونی به اون کاری داشته باشی !!!
این دل ... فقط و فقط مال توست ... مال یاد تو ...
پس .........
شیشه ی گلدون دلم . . . . پر از گل اطلسی بود ![]()
نگاه مهربون یاس . . . . نگاه دل واپسی بود ![]()
پرنده ها پر می زدن . . . . تو آسمون شعرمون ![]()
ستاره ی قلب تو بود . . . . کنار ماه مهربون ![]()
چرا نموند روزای خوب . . . . عطر صدای تو نموند ؟؟؟ ![]()
انگار که تو عمق دلم . . . . از اولش هیچ کی نبود ![]()
بیا و باز پر بکن این . . . . تنهائی و سکوتمو !!!
تا که بازم حس بکنم . . . . تک تک ناب لحظمو !!! ![]()
گوشهایم شنیده اند که گلها هرگز خیانت نمیکنند
اما چشمانم چیز دیگری را میبینند
حال مانده ام حرف کدام یک را باید باور کرد
آنچه را که میبینم
یا آنچه را که میشنوم
هیچکدام بهتر است
به حرف دل گوش میسپارم